این هفته حبه دستش را بارها و بارها به دهانش خواهد برد. چه بسا الان که دارم می نویسم مشغول مکیدن شصت دستش باشد!
کلیه های حبه کاملا فعال شده اند و باید گفت که او درون مایع دور و برش جیش می کند و گاهی هم جیشش را می بلعد!
سطح هورمون هایی که باعث بدحالی من در سه ماه اول می شدند به سرعت در حال کاهش است و بعلاوه بدنم به تغییرات سطح هورمونی عادت کرده است. همین باعث می شود روز به روز حال بهتری داشته باشم و از این دوران بیشتر لذت ببرم.
سوخت و ساز بدن خودم و حبه باهم باعث شده زیاد عرق کنم. در گذشته زیاد عرق نمی کردم. خصوصا در فصل زمستان. اما حالا یک تونیک نخی تنم می کنم و با این وجود بازهم زیر بغل هایم خیس عرق می شوند. فکر می کردم می توانم با یکی دو تونیک هفته را سر بیاورم اما به خاطر تعرق زیاد، تونیک ها فقط یک روز دوام می آورند!

2 comments
Comments feed for this article
نوامبر 27, 2008 روی 2:38 ب.ظ
golmaryam
وااااای! بهار جان! دوست نادیده. آشپز گرامی، فیزیکدان، مادر! تبریک. من همین الان این وبلاگ بچه جات رو بغل سمت راست بالای وبلاگ شما کشف کردم و متحیر شدم. اصلا یک جور عجیبیه. خیلی مراقب خودت باش. بوس و بغل گرم من و باقی مادران را پذیرا باشید. من بعد بیشتر حال شمارو می پرسم. البته وبلاگ های دیگرتون هم خیلی دیدنی اند ولی خیلی مشکل- کامنت هستند. خوبیش اینه که این یکی تو وردپرسه. اگه سوالی داشتی و یا کمکی از دست من برمیاد از راه دور در خدمتم. من بارداری خیلی تند و تیز و پرانرژی داشتم. تا جایی که من تحقیق کردم پسردارها پرانرژی و دختردارها بیشتر تمایل به خوابیدن دارند. ولی خیلی قابل استناد نیست. هرچی می تونی استراحت کن و بی خیالی طی کن.
نوامبر 28, 2008 روی 11:08 ق.ظ
baharmehmani
ممنون گلمریم جان. خیلی وقت بود عبارت بی خیالی طی کن رو نشنیده بودم. حال داد