شروع حاملگی بر خلاف تصور من با بزرگ شدن شکم همراه نبود. بزرگ شدن سینه ها و لگن از همه زودتر اتفاق می افتد. وقتی هم سینه ها و لگن بزرگ شدند، مشکل بتوان لباس های سوسولی تنگی را که تا چند روز پیش می شد پوشید، به تن کرد. ماه دوم حاملگی که شروع شد، پیراهن های دکمه دارم به کل کوچکم بودند و بلوزهای تریکو چنان به تنم می چسبید که از پوشیدنشان منصرف می شدم. بزرگ تر شدن لگن باعث شد شلوارهایم هم زیاد برایم راحت نباشد. از همه بدتر بوی نرم کننده ای که همیشه مصرف می کردیم حالم را بد می کرد طوری که در کمد لباس را باز کردن همان و به حال تهوع دچار شدن همان.

این شد که ماه دوم حاملگی رفتم یک دامن، یک پیراهن و یک پلوور سایز بزرگ خریدم. پیراهن با سرد شدن هوا کارایی خودش را از دست داد. من ماندم و یک تا دامن و پلوور. تا مدتی هر روز همان لباس را می پوشیدم تا اینکه خسته شدم. با خودم فکر کردم اگر قرار است به لباس های این دوران به چشم لباسی موقتی نگاه کنم، چرا بروم کلی پول لباس نو بدهم؟ از یک دست دوم فروشی مناسب نزدیک خانه دوباره یک دامن سایز بزرگ یک بلوز سایز بزرگ و یک جلیقه سایز بزرگ گرفتم.  اما مشکل لباس سایز بزرگ این بود که مرا شبیه گونی سیب زمینی نشان می داد. فکر می کردم تا وقتی شکمم قدری بزرگ تر نشده، چاره ای جز تحمل ندارم. تا اینکه دی روز سری به بخش لباس حاملگی های H & M که فروشگاه زنجیره ای لباس با قیمت های به نسبت معقولی هست زدم. به خصوص که الان فصل حراج دم عید هم هست. با اینکه قدرت انتخاب زیادی نداشتم اما بالاخره یک شلوار حاملگی و تونیک نخی خوب گرفتم که امروز با پوشیدنشان احساس راحتی و سبکی کردم.